
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که مهارتی که هر روز از آن استفاده میکنید، میتواند یک منبع درآمد جدید برای شما باشد؟
بسیاری از افراد تصور میکنند برای داشتن درآمد دوم باید یک کسبوکار جدید راهاندازی کنند، سرمایه زیادی داشته باشند یا یک مهارت کاملاً متفاوت یاد بگیرند. اما همیشه اینطور نیست.
گاهی بهترین فرصت برای ساختن یک درآمد جدید، همین حالا در اختیار شماست؛ در قالب مهارت، تجربه و دانشی که طی سالها به دست آوردهاید.
در واقع، یکی از سادهترین مسیرها برای ساختن درآمد دوم، فروش مهارت است.
اگر بتوانید مهارتی که دارید را به یک خدمت یا محصول قابل ارائه تبدیل کنید و برای آن مشتری پیدا کنید، میتوانید بدون اینکه لزوماً شغل اصلی خود را کنار بگذارید، یک مسیر درآمدی جدید بسازید.
این همان نقطهای است که مفهوم هم درآمد با موضوع درآمد دوم با فروش مهارت به یکدیگر متصل میشوند.
منظور از درآمد دوم با فروش مهارت این است که در کنار شغل یا منبع درآمد اصلی خود، از یک توانایی یا تخصصی که دارید برای حل یک مسئله واقعی دیگران استفاده کنید و در مقابل آن درآمد دریافت کنید.
برای مثال، فرض کنید یک کارمند در حوزه منابع انسانی فعالیت میکند. او ممکن است در کنار شغل اصلی خود بتواند خدماتی مانند مشاوره رزومه، آموزش مصاحبه شغلی یا مشاوره منابع انسانی ارائه دهد.
یا فردی را تصور کنید که در یک شرکت کار میکند و مهارت طراحی گرافیک دارد. این فرد میتواند در اوقات آزاد خود برای کسبوکارها طراحی انجام دهد و از این طریق درآمد دوم ایجاد کند.
بنابراین:
مهارت + مسئله واقعی + مشتری = فرصت درآمد دوم
نکته مهم این است که برای شروع الزاماً به سرمایه زیادی نیاز ندارید. سرمایه اولیه شما میتواند همان چیزی باشد که طی سالها یاد گرفتهاید
در مقاله «هم درآمد چیست؟» توضیح داده شده که هم درآمد یعنی در کنار درآمد اصلی، یک مسیر درآمدی مستقل برای خودمان ایجاد کنیم؛ مسیری که میتواند از توانمندیها، تجربهها، مهارتها، ارتباطات یا داراییهایی که همین حالا در اختیار داریم شروع شود.
بنابراین فروش مهارت یکی از مهمترین مسیرهای ساختن هم درآمد است.
در این مدل قرار نیست از همان روز اول یک کسبوکار بزرگ داشته باشید. حتی ممکن است درآمد شما در ماههای اول بسیار کم باشد.
هدف اولیه چیز دیگری است:
تبدیل یک مهارت به یک ارزش قابل فروش.
وقتی بتوانید این کار را انجام دهید، مسیر میتواند به شکل زیر ادامه پیدا کند:
مهارت –>خدمت –>اولین مشتری –>اولین درآمد –> مشتری بیشتر –>توسعه خدمت –>درآمد بیشتر
این دقیقاً همان رویکردی است که میتواند یک درآمد جانبی کوچک را به مرور به یک مسیر درآمدی جدی تبدیل کند.
یکی از بزرگترین مزایای فروش مهارت این است که برای شروع، لازم نیست همه چیز را از صفر بسازید.
اگر چند سال کار کرده باشید، احتمالاً مجموعهای از مهارتها و تجربهها را در اختیار دارید که برای دیگران ارزشمند هستند.
ممکن است در فروش، مذاکره، آموزش، تولید محتوا، طراحی، برنامهنویسی، حسابداری، مدیریت پروژه، بازاریابی، مشاوره یا حتی یک حوزه تخصصی خاص تجربه داشته باشید.
مشکل اینجاست که بسیاری از افراد این تواناییها را فقط بخشی از شغل خود میدانند و متوجه نیستند که ممکن است شخص دیگری حاضر باشد برای استفاده از همین مهارتها به آنها پول پرداخت کند.
بنابراین یکی از اولین قدمها برای ساخت درآمد دوم با فروش مهارت این است که نگاه خودمان را به مهارتها تغییر دهیم.
به جای اینکه فقط بپرسیم:
«من چه کاری بلدم؟»
بهتر است بپرسیم:
«چه کاری بلدم که برای شخص دیگری ارزش اقتصادی ایجاد میکند؟»
یکی از اشتباهات رایج این است که فرد فکر میکند صرفاً داشتن یک مهارت برای کسب درآمد کافی است.
اما بازار برای «مهارت» بهتنهایی پول پرداخت نمیکند؛ بازار برای حل مسئله پول پرداخت میکند.
برای مثال، گفتن اینکه:
«من فتوشاپ بلدم»
بهتنهایی پیشنهاد جذابی برای مشتری نیست.
اما اگر بگویید:
«برای فروشگاههای اینترنتی تصاویر محصولات را به شکل حرفهای طراحی و آماده میکنم»
در واقع مهارت خود را به یک نیاز مشخص وصل کردهاید.
یا به جای اینکه بگویید:
«من در فروش تجربه دارم»
میتوانید بگویید:
«به کسبوکارهای کوچک کمک میکنم فرآیند فروش و پیگیری مشتریان خود را بهبود دهند.»
در این حالت، مهارت شما به یک خدمت قابل خرید تبدیل شده است.
برای شروع، میتوانید این مسیر را مرحلهبهمرحله طی کنید.
یک فهرست از مهارتهایی که در حال حاضر دارید تهیه کنید.
فقط به مهارتهای رسمی و دانشگاهی فکر نکنید.
مهارتهای شغلی، فنی، ارتباطی و حتی تجربیات شما میتوانند ارزش اقتصادی داشته باشند.
برای مثال:
ممکن است در ابتدا فکر کنید مهارت شما چیز خاصی نیست؛ اما مسئله این است که چیزی که برای شما عادی شده، ممکن است برای شخص دیگری یک مشکل جدی باشد.
قرار نیست تمام مهارتهای خود را به درآمد تبدیل کنید.
چند سؤال از خودتان بپرسید:
پاسخ این سؤالها میتواند شما را به یک گزینه مناسب برای درآمد دوم برساند.
یکی از مهمترین مراحل، تبدیل مهارت به یک پیشنهاد مشخص است.
فرض کنید مهارت شما تولید محتواست.
به جای اینکه فقط بگویید:
«تولید محتوا انجام میدهم.»
میتوانید خدمت مشخصتری تعریف کنید:
«برای کسبوکارهای کوچک، تقویم محتوایی ماهانه طراحی و محتوای شبکههای اجتماعی تولید میکنم.»
در این حالت مشتری بهتر متوجه میشود که دقیقاً چه چیزی دریافت خواهد کرد.
هرچه پیشنهاد شما مشخصتر باشد، فروش آن نیز معمولاً سادهتر خواهد شد.
برای ساخت درآمد دوم لازم نیست از ابتدا دهها مشتری داشته باشید.
هدف اولیه فقط باید پیدا کردن اولین مشتری باشد.
اولین مشتری میتواند از میان افراد یا کسبوکارهایی باشد که از قبل میشناسید.
دوستان، همکاران سابق، مشتریان قبلی، آشنایان یا افرادی که در حوزه کاری شما فعالیت میکنند، میتوانند نقطه شروع مناسبی باشند.
البته هدف استفاده نادرست از ارتباطات نیست.
باید ببینید:
چه کسی یک مشکل دارد که شما میتوانید آن را حل کنید؟
گاهی اولین درآمد از جایی به دست میآید که اصلاً انتظارش را ندارید.
یکی از دلایلی که افراد برای ساخت درآمد دوم اقدام نمیکنند، این است که از ابتدا به دنبال یک پروژه بزرگ هستند.
در حالی که میتوانید کوچک شروع کنید.
یک مشتری.
یک خدمت.
یک پروژه.
یک درآمد.
هدف این مرحله اثبات این موضوع است که آیا مهارت شما واقعاً قابلیت تبدیل شدن به درآمد را دارد یا نه.
وقتی اولین تجربه را به دست آوردید، میتوانید کیفیت کار، قیمتگذاری، نحوه ارائه خدمت و روش جذب مشتری را بهتر کنید.
یکی دیگر از چالشهای فروش مهارت، قیمتگذاری است.
بسیاری از افراد یا قیمت بسیار پایینی تعیین میکنند یا نمیدانند دقیقاً برای خدمات خود چه مبلغی باید دریافت کنند.
در قیمتگذاری فقط زمان انجام کار را در نظر نگیرید.
تجربه، کیفیت، نتیجهای که برای مشتری ایجاد میکنید، پیچیدگی پروژه و ارزش نهایی خدمت نیز اهمیت دارند.
به مرور و با افزایش تجربه و نمونهکار، میتوانید مدل قیمتگذاری خود را اصلاح کنید.
درآمد دوم با فروش مهارت نباید الزاماً در همان نقطه اول متوقف شود.
ممکن است ابتدا یک پروژه کوچک بگیرید.
بعد مشتری بیشتری پیدا کنید.
سپس خدمت خود را بهتر کنید.
بعد قیمتها را اصلاح کنید.
در مرحله بعد شاید بتوانید بخشی از کار را برونسپاری کنید یا محصول آموزشی، مشاورهای یا دیجیتال ایجاد کنید.
در نهایت حتی ممکن است چیزی که به عنوان درآمد دوم شروع شده، به یک کسبوکار مستقل تبدیل شود.
البته این اتفاق برای همه افراد ضروری یا حتی مطلوب نیست
هدف هم درآمد این نیست که همه افراد شغل اصلی خود را کنار بگذارند؛ هدف این است که فرد در کنار درآمد اصلی، یک انتخاب و مسیر درآمدی دیگر داشته باشد.
تقریباً هر مهارتی که بتواند یک نیاز واقعی را برطرف کند، میتواند قابلیت درآمدزایی داشته باشد.
برای مثال:
البته صرفاً داشتن یکی از این مهارتها تضمینکننده درآمد نیست. باید بین مهارت، نیاز بازار و مشتری مناسب ارتباط ایجاد کنید.
خیر.
اتفاقاً یکی از مزیتهای اصلی مدل هم درآمد این است که میتوان مسیر درآمد دوم را در کنار شغل اصلی شروع کرد.
شغل اصلی همچنان میتواند منبع درآمد ثابت شما باشد و در کنار آن، بخشی از زمان خود را برای ساخت مسیر دوم اختصاص دهید.
برای مثال میتوانید در هفته چند ساعت مشخص را به این کار اختصاص دهید:
وقتی درآمد دوم رشد کرد، آن زمان میتوانید درباره آینده آن تصمیم بگیرید.
به عبارت ساده:
اول بساز، بعد تصمیم بگیر.
نه اینکه ابتدا شغل خود را رها کنید و بعد به فکر ساختن درآمد بیفتید.
این مسیر میتواند برای افرادی جذاب باشد که:
در واقع، لازم نیست برای شروع «هم درآمد» همه چیز را از صفر ایجاد کنید.
ممکن است بخش مهمی از سرمایه اولیه شما همین حالا در اختیار خودتان باشد:
تجربه، مهارت، دانش و ارتباطات.
بعضی افراد ماهها و حتی سالها آموزش میبینند اما هیچوقت مهارت خود را به بازار عرضه نمیکنند.
یادگیری مهم است، اما باید در کنار یادگیری، تجربه واقعی نیز کسب کنید.
ممکن است یک مهارت در بازار تقاضای زیادی داشته باشد، اما با شرایط، علاقه یا توانمندی شما تناسب نداشته باشد.
قرار نیست هر مهارتی که درآمدزا است، برای شما بهترین انتخاب باشد.
اگر همزمان بخواهید تولید محتوا، طراحی سایت، فروش، آموزش و چند فعالیت دیگر را شروع کنید، احتمالاً انرژی شما پراکنده میشود.
بهتر است ابتدا یک مسیر را انتخاب و آزمایش کنید.
هم درآمد قرار نیست یک فرمول پولدار شدن یکشبه باشد.
ساخت یک درآمد پایدار معمولاً به آزمونوخطا، یادگیری، پیدا کردن مشتری، ارائه ارزش و استمرار نیاز دارد
پایین بودن قیمت همیشه به معنای فروش بیشتر نیست.
اگر ارزش خدمتی که ارائه میدهید مشخص باشد، میتوانید به مرور قیمتگذاری حرفهایتری داشته باشید.
اگر بخواهیم کل این مسیر را ساده کنیم، میتوانیم آن را در چند مرحله خلاصه کنیم:
مهارت –>مسئله –>خدمت –> مشتری –>درآمد –>بهبود –> توسعه
ابتدا مهارت خود را پیدا کنید.
سپس ببینید این مهارت چه مسئلهای را برای چه کسی حل میکند.
بعد آن را به یک خدمت مشخص تبدیل کنید.
اولین مشتری را پیدا کنید.
اولین درآمد را به دست آورید.
از تجربه مشتری بازخورد بگیرید.
خدمت خود را بهتر کنید.
و سپس به فکر افزایش مشتری و توسعه درآمد باشید.
این مسیر ممکن است در ابتدا کوچک باشد، اما میتواند پایه یک مسیر درآمدی بزرگتر شود.
اگر بین چند مهارت مردد هستید، این هفت سؤال میتواند به شما کمک کند:
نقطه اتصال پاسخ این سؤالها میتواند همان فرصتی باشد که برای ساخت درآمد دوم به دنبال آن هستید.
در نهایت، درآمد دوم با فروش مهارت فقط درباره کسب چند میلیون تومان درآمد بیشتر در ماه نیست.
موضوع مهمتر، ساختن یک مسیر درآمدی مستقل است.
ممکن است امروز فقط یک پروژه کوچک بگیرید.
ماه بعد دو مشتری داشته باشید.
چند ماه بعد خدمات خود را توسعه دهید.
و شاید چند سال بعد همین فعالیت تبدیل به یک کسبوکار جدی شود.
البته ممکن است چنین اتفاقی هم نیفتد و هدف شما صرفاً داشتن یک درآمد جانبی در کنار شغل اصلی باشد.
هر دو حالت کاملاً قابل قبول هستند.
مفهوم «هم درآمد» دقیقاً بر همین نگاه استوار است: قرار نیست الزاماً شغل اصلی خود را کنار بگذارید؛ میتوانید در کنار آن، چیزی برای خودتان بسازید.
اگر به دنبال درآمد دوم با فروش مهارت هستید، لازم نیست حتماً از صفر شروع کنید.
قبل از اینکه به دنبال یک ایده عجیب و جدید باشید، نگاهی به داشتههای فعلی خود بیندازید.
چه مهارتی دارید؟
چه تجربهای دارید؟
چه کاری را بهتر از بسیاری از افراد انجام میدهید؟
چه مشکلی را میتوانید حل کنید؟
و چه کسی حاضر است برای حل آن مشکل به شما پول پرداخت کند؟
پاسخ این سؤالها میتواند نقطه شروع مسیر شما باشد.
درآمد دوم میتواند با یک مهارت کوچک، یک خدمت ساده و حتی یک مشتری شروع شود.
مهم این است که از مرحله «بلدم» عبور کنید و به مرحله «میتوانم از چیزی که بلدم ارزش ایجاد کنم و برای آن درآمد بگیرم» برسید.
این همان جایی است که مهارت به درآمد تبدیل میشود و درآمد دوم به یک مسیر واقعی برای ساختن هم درآمد تبدیل خواهد شد.
اگر میخواهید درباره مفهوم «هم درآمد» و اینکه چگونه میتوان در کنار شغل اصلی یک مسیر درآمدی مستقل ساخت بیشتر بدانید، میتوانید مقاله «هم درآمد چیست؟» را نیز مطالعه کنید.
ب

دیجیتال مارکتینگ چیست؟ دیجیتال مارکتینگ که با نام بازاریابی دیجیتال نیز شناخته می شود وسیله ای است که مسیر دستیابی کسب و کارها ...

قیف فروش چیست؟قیف فروش ( Funnel Sales ) که گاهی با عنوان قیف خرید و یا قیف بازاریابی نیز از آن یاد می ...

قبل از این که به موضوع هوش هیجانی در فروش بپردازیم، قصد دارم شما را با هوش هیجانی آشنا کنم. سپس در ادامه ...

قبل از پرداختن به موضوع رفتارشناسی در فروش، بهتر است کمی بیشتر با مفهوم رفتارشناسی آشنا شویم. رفتارشناسی چیست ؟ رفتارشناسی به بررسی ...